|
طوفان عشق |
|
|
صدايت كردم از ژر فاي يك ياس ....به لحن ابي و تمناك باران
نمي دانم شنيدي برگشتي..... يا اين بار نشنيدي بر گشتي
نسيم از جاده هاي دور امد.....نگاهش كردم و چيزي به من گفت
تو هم در انتظار يك بهانه.........در اين رفتار رنجيدي و رفتي
عجب درياي غمناكي ست اين عشق ..بين با سر نو شت من چه ها كردي.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 18:34 توسط مجتبی |
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی .آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت . دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه . از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون . فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم .حقیقت رو واست بگم؟به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی . قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
به خاطرت بمونه که یکی همیشه چشم به راهته . یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته
من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره . بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره
یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب . یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب
یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه . غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون . منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم . رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونم پر از کبوتره . زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه . گریه های مکررم مال هوای دوریه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟ دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتن بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون .همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره . داد کشیدم تو رو خدا منو و عشق منو یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم . تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی . فانوس آرزوهامو دیگه داری خاموش میکنی
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر . مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر
حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه . تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه . دیوارهای اتاقمم پر از سایه ی غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه . مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار .تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب .که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن .نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره . من کسیم که، بیشتر از همه،تا همیشه
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 9:52 توسط مجتبی |