|
طوفان عشق |
|
|
صفا و صلح و یکرنگی در این عالم قدیمی شد نشد گرد همه عالم به ملک جمع قدیمی شد نیاور نام وفا از ذکر نام ان بگذر توقع از رفیق و مونس و همدم هم قدیمی شد به گرد شهر می گردی تا پیدا کنی ادم به جان حضرت ادم که ادم هم قدیمی شد تا می توانی بر ضعیفان ظلم و زور کن که رسم دستگیری از ضعیفان هم قدیمی شد بجای گریه و ماتم در سوگ عزیزا ن خیزو شادی کن که تشریفات و گریه ومجلس هم قدیمی شد پس بخند ای دوست تا فرصت تو را باقیست همی ترسم که بینی خنده هم کم کم قدیمی شد
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 13:44 توسط مجتبی |