|
طوفان عشق |
|
|
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
گرچه مرغ زخمیم تیری زمن رها نكن دل را به تو سپردم تا کم کنی غصه هایم تو باز دلت گرفته بیش از این حاشانكن چشمم تو را گرفته دیگر به آن جفا نکن در هوای سرد خاموش من شدم يك آغوش حالا كه به هم رسیدیم تو هم دیگر پروا نكن بی غروبم ای ستاره ،لحظه ی تولد شب شبی که من یاری ندارم به کامم یلدا نکن بی فروغم هستم ز رویا آرزویی که ندارم من از همه دل بریدم تو هم ادعا نکن بیش از این حسی ندارم غزلی تازه بخونم تو به این حرفهای پوچم دیگر اقتفا نكن پس برو ای یاكریمم شاخه من را رها كن من که از عشق تو مردم دیگر اعتنا نکن
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 1:38 توسط مجتبی |